تا حالا ابرها رُ دیدی؟
حتما پیش خودت داری می گی چه سوال مسخره ای!!
اشتباه نکن.. خیلی از آدما فقط "خیال می کنن" که می بینن.
بیا دوباره و با هم به ابرا نگا کنیم، خیلی ساده.
اول ابرا پراکنده ن بعد همدیگه رُ بغل می کنن خیلی آروم ُ نرم ، اونقد که نمی تونی از هم
تشخیصشون بدی ، یکی میشن و نتیجه ی قشنگ ِ این "یکی شدن" بارون ِ ...
پ.ن: دلم "یکی شدن" میخواهد ، دلم می خواهد"ببارم برایت"
آدم عجیبی هستم
چیزهای زیادی را به هم ربط می دم که هیچ ربطی به هم ندارند
مثلا،
تو را به خودم...
آقای پدر این روزا در گیر آشتی دادن دوتا برادر ِ که چن ساله به خاطر ارث ُ میراث با هم قهرن، امروز داشتم باهاش بحث می کردم که" آدم مگه چه قد می خواد زندگی کنه که نصفشُ با داداشش قهر باشه اینا دیگه کی ان؟!! چه قد ِ خودخواه َ ن!! و از این صوبتا" . "مشکل فرهنگی ِ" منظورشُ میفهمم اما خیلی باش موافق نیستم و واس این که یه چیزی گفته باشم که خلاف نظرش باشه می گم"نـــع! انسانی ِ " می دونم خسته س و حوصله ی بحث نداره یه نیشخند میزنه از اتاق میره بیرون منم مشغول کارام میشم که یهو میبینم میاد سرمُ ماچ میکنه خلاصه اینکه آقای پدری داریم که نگو آقای پدری داریم که نپرس بهله :x :دی